X
تبلیغات
رایتل
فانوس دریایی
حقیقت همیشه آنگونه نیست که می بینیم و همیشه آنگونه دشوار نیست که نتوان آن را به سادگی درک نمود...
آرشیو
یکشنبه 6 مرداد 1387
بچه رو نزن، شیر گاز رو ببند!

 

در اون زمان ها که سن خیلی از دوستان هم سن و سال ما قد نمی ده، یه تبلیغ تلویزیونی پخش می شد که برای شرکت ملی گاز بود!

خانواده توی خونه نشسته بودند که بوی نامطبوعی حس می کنند و طبق معمول کم سن ترین بچۀ خانواده مورد اتهام واقع می شه و یه پس گردنی می زنند به بچه که در این لحظه آقای ایمنی ظاهر می شه و توضیح می ده که عزیزجان، بچه بی گناهه شیر گاز باز مونده!

داستان ما بنی بشر هم این جوریه!

توی زندگی همیشه فکر می کنیم که حق با ماست و نسبت به همه مسائل آگاهیم! همیشه خودمون رو مبری از گناه می دونیم و همیشه دنبال کسی می گردیم که مشکلات خودمون رو به گردن اون بندازیم.

هر بدبختی که تو زندگی به سراغمون میاد به حوادث بیرونی ربط می دیم! حتی زمانی که به اشتباه خودمون واقف هستیم، دیگران رو به دلیل عدم درک صحیح ما و فرصت ندادن برای جبران اشتباه مقصر می دونیم!

حرفی که می خوام بزنم به نوعی حدیث نفس گفتنه! من آدمی هستم که همیشه احساس گناه می کنم! و در هر چیزی خودم رو مقصر اصلی می دونم! اما چند وقت پیش اتفاقی افتاد که برام خیلی سنگین بود! نمی تونستم اتفاق رو بپذیرم و برای همین سراغ مقصر می گشتم! تمام دور و بری هام متهم ردیف اول بودند! احساس می کردم که همه در یک لحظه از پشت به من خنجر زدند! از صمیمی ترین دوستم تا بهترین دوستانم!

اما گذر زمان حرف های تازه ای برام داشت! اینکه می گن گذر زمان حقایق رو برملا می کنه و بهترین قاضی هست، حقیقتی انکار ناپذیر هست و به وقت برملا کردن خقایق بسیار تلخ!

متوجه شدم که نه عزیزترین کسم در حقم بد کرده و نه دوستانم! هیچ اتفاقی یک طرفه به وقوع نمی پیونده! همیشه آدم های زیادی در به وجود آمدنش نقش دارند!

من نقش خودم رو نادیده گرفته بودم و تنها به کارهای بقیه توجه می کردم و افسوس می خوردم که چرا انقدر به دوستانم نزدیک شدم که اینجوری بخوان بی اراده در زندگی من دخالت کنند! اما خودم رو به عنوان فاعل همه این مسائل فراموش کرده بودم!

خلاصه کلام فهمیدم که بابا من خودم شیر گاز رو نبستم! بقیه کاری نکرده بودند!

من با باری به هر جهت زندگی کردنم باعث شدم که اعتماد از من سلب بشه! و نه تردید که بی اعتمادی جاش رو بگیره! بدون هدف و انگیزه زندگی کردنم باعث شد تا عزیزم فکر کنه هیچ اهمیتی برام نداره! در حالی که اینطور نبود و من فقط داشتم وقتم رو که اضافه اومده بود تلف می کردم!

این قضیه انقدر تو ذهنم بود که باورم شد علت اصلی مشکلات پیش آمده من بودم! خودم رو مقصر بالفطره می دونستم!

دائما خودم رو در مظان اتهام می ذاشتم! رفتارهایی میکردم که باعث می شد اطرافیانم دچار سوء ظن نسبت به من بشن!

به قدری بی تفاوت بودم نسبت به همه چیز و همه کس که حس می کردم بقیه هم نسبت به من بی تفاوتند. این رو برگ برنده خودم می دونستم. چرا که فکر می کردم این باعث می شه که بقیه من رو عنصر خنثی بدونند و راحت با من ارتباط بگیرند اما نمی دونستم که من فرض کردم بی اثر هستم اما بقیه ممکنه روی من حسابی باز کنند. یا اینکه این بی تفاوتی و رلکسی بیش از حد باعث بشه که درباره من فکرهای عجیبی بکنند!

این بی تفاوت بودن رو در یک جمله خلاصه می کنم: پسندیدم برای خود چیزی را که برای دیگران نمی پسندیدم!

متنم خیلی طولانی شد و خسته کننده! فقط این رو می گم:« آب رفته رو شاید نشه به جو برگردوند اما می شه کاری کرد که بقیه آب هرز نره!!»

من برگشتم! به بلاگت سر می زنم، کامنت می ذارم! اما قصد آزارت رو ندارم! خدا با آتش غضبش من رو بسوزونه اگر بخوام ذره ای ناراحتی ببینی! حتی در دل و فکرت!

من به عنوان یه استفاده کننده از اینترنت حق دارم مطلب های زیبات رو بخونم! و اگر لازم بود نظر بدم!

در آخر شعری می ذارم از ارفع تا خستگی این پرگویی من از تنتون و چشماتون بدر بره!

می روم تا عالمی بر هم زنم

یک دم از آن عالم آرا دم زنم

کرده عصیان از قرار عاشقی

حرف محرم را به نامحرم زنم

اسم اعظم را که مائیمش حجاب

جار از گلدستۀ عالم زنم

تا نمایم عاشقان را جای دوست

بر سر خرگاه دل پرچم زنم

می روم امشب به خلوتگاه فقر

تا صلای رزق بر جانم زنم

می روم امشب به بام خزندگی

هی به حیرتخانۀ ادهم زنم

تا ببینب جلوه ها رنگ است و بس

رنگ بیرنگی به جام جم زنم

می روم از آبروی اشک خویش

طعنه بر سرچشمۀ زمزم زنم

می روم ارفع ز سوز آه خود

شعله در ظلمت سرای غم زنم

قرار نبود متن به اینجا ختم بشه! قرار بود متن رو به این نتیجه برسونم که بیایید شیر گاز رو ببندیم و بچه رو نزنیم اما کشید به اینجا و چون عادت به ویرایش ندارم، مستقیم میره تو بلاگ!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 117914


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها