X
تبلیغات
رایتل
فانوس دریایی
حقیقت همیشه آنگونه نیست که می بینیم و همیشه آنگونه دشوار نیست که نتوان آن را به سادگی درک نمود...
آرشیو
دوشنبه 6 خرداد 1387
صفحه کهنه یادداشتای من

امروز یه روز کاملا عادی بود و ای بسا خیلی عادی!!

امروز کتاب رفیق اعلی رو تموم کردم. کتاب قشنگی بود اما حس می کنم که فیلم هایی که در باره فرانچسکو ساخته شده بودند خیلی بهتر منظور رو می رسوندند تا کتاب!

کتاب رفیق اعلی زندگی نامه فرانچسکو هست البته متفاوت از زندگی نامه های عادی. بیشتر یک متن ادبی هست تا زندگی نامه.

من نسبت به قدیس های مسیحی احترام زیادی قائل هستم، مخصوصا برای فرانچسکو اما با یه مسئله نمی تونم ارتباط برقرار کنم. نوع رابطه اونها با خدا و مسیح متفاوت از نگاه ما نسبت به اونهاست. در اینکه عیسی پسر خدا نیست هیچ شکی نیست اما اونها اعتقاد دارند و با همین اعتقاد هم هست که به اون درجات بالا می رسند! اینکه بر روی بدن فرانچسکو زخم هایی شبیه به زخم های عیسی مسیح به وجود اومده، غیر قابل درک هست؛ لااقل برای ما مسلمون ها!

بی خیال! اصلا نمی دونم از چی می گم.

در راستای بالا بردن ساعات مطالعه در ایران اقدامات زیادی انجام گرفته که من جمله می توان به شروع کردن کتاب دیگر از سوی من اشاره کرد.

امروز داستان لاتاری رو خوندم. خیلی جالب بود اما هیچ چیزی ازش متوجه نشدم. تعریف این داستان رو زیاد شنیده بودم. می گفتند که به سبک قلعه حیوانات نوشته شده اما من شباهتی پیدا نکردم!

از ظهر بهش فکر کردم که هدف داستان چی بوده، اما به نتیجه نرسیدم!


این شعر رو قبلا توی بلاگم گذاشته بودم. اما دوباهر می ذارم، چون که بی شباهت به حال و روزم نیست.

سخن کوتاه...

شنبه روز بدی بود روز بی حوصلگی

وقت خوبی که می شد غزلی تازه بگی

ظهر یکشنبه من جدول نیمه تموم

همه خونه هاش سیاه؛ روی خونه جغد شوم

صفحه کهنه یادداشتای من

گفت دوشنبه روز میلاد منه

اما شعر تو می گه که چشم من

تو نخ ابره که بارون بزنه                                             

آخ اگه بارون بزنه

آخ اگه بارون بزنه ...

غروب سه شنبه خاکستری بود                                      

همه انگار نوک کوه رفته بودن                        

به خودم هی زدم از اینجا برو

اما موش خورده شناسنامه من

عصر چهارشنبه من عصر خوشبختی ما

فصل گندیدن من فصل جون سختی ما

ظهر پنج شنبه اومد مثل سقاءک پیر

رو نوکش یه چیکه آب گفت به من بگیر بگیر

جمعه حرف تازه ای برام نداشت

هر چی بود پیشتر از اینها گفته بود...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 117914


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها