X
تبلیغات
رایتل
فانوس دریایی
حقیقت همیشه آنگونه نیست که می بینیم و همیشه آنگونه دشوار نیست که نتوان آن را به سادگی درک نمود...
آرشیو
یکشنبه 5 خرداد 1387
بوی کافور عطر یاس

من پیش پیش به خاطر مطلبم معذرت می خوام اما واقع نظر من اینه!

بیشترین انتقادی که بچه ها به غذاهای دانشکده دارند مربوط به حضور کافور در ساختار غذاها هست. این انتقادها علاوه بر صحبت های دوستانه هر روزه که بین بچه ها رد و بدل می شه، حضور داره در سایت دانشکده هم مطرح شده بود!!

من خیلی وقته که پول ندارم تا ژتونم رو تمدید کنم و از غذای دانشکده استفاده کنم و برای همین مجبورم ساندویچ بخورم! چند وقت پیش موقع ناهار توی سلف بودم که یکی از دوستان قدیم رو دیدم و شروع به خوش و بش کردیم. تا ازش پرسیدم که رو به راه هستی یا نه؟ جواب داد که نه بابا چه رو به راه بودنی! مگه کافور می ذاره! انقدر کافور توی غذا می ریزن که آدم رو از حس و حال و انرژی میندازه!

من هم برگشتم به شوخی گفتم که حاجی بذار بریزند! داریم زمین و زمان رو گاز می گیریم! این چند مثقال کافور رو هم نریزن که چیز روی چیز بند نمیشه!!(منظورم سنگه)

روزها از پی هم گذشتند اما من هنوز تو فکر حرفی بودم که به دوستم زده بودم!

تو ذهنم بود که به دولت پیشنهاد بدم که در سطح شهر جاهایی ایجاد کنند که بخار کافور رو در فضای شهر پخش کنند! مخصوصا در جاهای تفریحی و پر تراکم! مثل دربند، درکه، تجریش و آریاشهر و .... !

فکر کنید که مثلا توی هر هزار متر یه دود کشی بذارن که دود سفید بده بیرون! این دود سفید همون کافور هست!

البته ماشالله جوونهای الان رو نمی شه با کافور مهار کرد!

از شوخی که بگذریم می رسیم به جدی!

حرف هام به شوخی گفته شد اما اگر قرار باشه که بفهمید چی می خواستم بگم حتما متوجه می شید!

برای رسیدن به عطر مطبوع یاس حتما باید بوی کافور رو به جون بخری!۱

(گر چه بوی کافور رو هم می گن خوبه! اگر خوب نبود که به مرده نمی زدند)

نمی دونم تو کدوم کتاب می خوندم که: پدر به کسی که داره پسرش رو ختنه می کنه می گه یه کم زیادی ببر. من می دونم که وقتی پسرم بزرگ شد چه دردسرهایی سر این می کشه!

علت اینکه این ها رو نوشتم این بود که صفحه حوادث روزنامه ها پر شده از جنایت های جنسی؛ نمی تونی روزی بدون شنیدن ماجرای تجاوز به کسی و پخش اون توی موبایل ها به سر ببری!

راستی چی شد که ما آدم ها به جز جنسیت هم چیز دیگه ای رو نمی تونیم ببینیم!


۱. حدیثی از پیامبر هست که در اون زن ها رو تشبیه به گل(ریاحین) کرده و لزوم برخورد لطیف و مهربانانه رو با زن مورد تاکید قرار داده! به قول راشد یزدی: زن رو باید بو کرد باید نگاهش کرد باید نوازشش کرد نه اینه وحشیانه از شاخه بچینی و بخوری!

از جناب بهمن فرمان­آرا هم معذرت می خوام! خیلی خوشحالم که به بلاگ من سر نمی زنه!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 117872


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها