X
تبلیغات
رایتل
فانوس دریایی
حقیقت همیشه آنگونه نیست که می بینیم و همیشه آنگونه دشوار نیست که نتوان آن را به سادگی درک نمود...
آرشیو
پنج‌شنبه 19 اردیبهشت 1387
آپاردی سئللر سارایی

یکی از افسانه های قدیمی ترکان آذربایجان که فکر کنم مربوط به دوره دو تکه شدن آذربایجان هست؛ افسانه سارای هست!

داستان درباره دختری هست که با پسرعموی خود ازدواج می کند! اما چون پسرعمویش خان چوپان ایل بود مجبور می شود تا گله ایل را برای چرا به منطق دوردست ببرد!

در هنگامی که پسر در کنار ایل نبود، خان منطقه گذرش به ایل می افتد و سارای رو می بینه و می گه باید با اون ازددواج کنم! حالا هر چی می گن که بابا این شوهر داره، قبول نمی کنه! بالاخره خان بوده و شعورش در حد یک خان و نه بیشتر!

خلاصه، خان سارای رو با هزار دبدبه و کبکبه سوار اسب می کنه که با خودش ببره و عروسی بگیره!

توی راه سارای داستان ما می پره تو رودخونه تا دست خان بهش نخوره! این شعر هم در خطاب به خان چوپان هست که می گه:

بروید و به خان چوپان بگویید

امسال به مغان نیاید

اگر بیاید به خون بی گناه آلوده خواهد شد(خونش به ناحق ریخته خواهد شد)

سیل سارای را با خود برد!

سیل سرو قامتی را با خود برد

این رود زیاد عمیق نیست

زیاد هم سرد نیست

عروسی به مانند سارا یافت نمی شود

سیل سارای را با خود برد؛

بلند بالایی را با خود برد!

 ***

گدین دئین خان چوبانا

گلمه سین بو ایل موغانا

گلسه باتار ناحق قانا

آپاردی سئللر سارایی

بیر اوجا بویلی بالانی

آرپا چایی ده­رین اولماز

آخار سولار سه­رین اولماز

سارا کیمین گلین اولماز

آپاردی سئللر سارایی

بیر اوجا بویل بالانی

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 117872


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها