X
تبلیغات
رایتل
فانوس دریایی
حقیقت همیشه آنگونه نیست که می بینیم و همیشه آنگونه دشوار نیست که نتوان آن را به سادگی درک نمود...
آرشیو
پنج‌شنبه 19 اردیبهشت 1387
بیرون آب

امروز سوار اتوبوس بودم و داشتم می رفتم سر کار. یه مغازۀ خیلی بزرگ رو دیدم که ویترین جلوش یک آکواریوم خیلی بزرگ بود که توش پر انواع ماهی بود. عکس درخت افتاده بود توی آکواریوم و به نظر میومد که درخت هم داخل آکواریوم هست( این آکواریوم هم کلمه سختیه!!!)

باز این ذهن ما رفت به مسافرت. رفت توی آکواریوم و کنار ماهی ها. خودش رو یه ماهی فرض کرد! داشت از توی اون محیط به بیرون نگاه می کرد.

به بیرون آکواریوم فکر می کرد و به زندگی بیرون از آب.

از آکواریوم اومد بیرون! چون نتونسته بود خوب ماهی بشه و داشت خفه می شد! اومد و توی اتوبوس نشست و از اونجا به کارش ادامه داد، به هر حال خطرش کمتره! داشتیم فکر می کردیم( من و فکرم) که آیا این ماهی ها از دنیای بیرون آب اطلاعی دارند؟ آیا اعتقادی به وجود چنین دنیایی دارند؟ آیا اصلا تا حالا به این موضوع فکر کردند که دنیا کجاست؟

یاد داستان ماهی کوچولوی سیاه دانا افتادم و شاهکار صمد بهرنگی. خیلی فکرم رو مشغول کرد اما به هیچ نتیجه ای نرسیدم!­ جدا فکر می کنید که ماهی ها به دنیای خارج از آب اعتقاد دارند؟ اونهایی که برای لحظه ای از آب بیرون می افتند و دوباره به آب برمی گردند، این تجربه رو چه جوری برای دوستاشون تعریف می کنند؟ افتادم تو هوا، داشتم خفه می شدم! یه لحظه توی جایی بودم که نورش یه جوری بود، داشتم خقه می شدم نور عجیبی داشت!(شکست نور توی آب)

نمی دونم اونها چه حسی دارند و چه فکری می کنند و مطمئنا هیچ وقت نخواهم دانست!

راستی آیا ما هم مثل اون ماهی ها هستیم؟ شما از دنیاهای دیگه خبر دارید؟ اصلا وجود داره؟ دنیایی به جز این زمین و آسمون و کهکشان ها!

(منظورم دیار باقی نیست)

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 117872


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها