X
تبلیغات
رایتل
فانوس دریایی
حقیقت همیشه آنگونه نیست که می بینیم و همیشه آنگونه دشوار نیست که نتوان آن را به سادگی درک نمود...
آرشیو
شنبه 14 اردیبهشت 1387
چهار پا بد!!

چند وقتیه که دارم زندگی رو سطحی نگاه می کنم. آدم وقتی سطحی باشه می تونه به هر چیزی بخنده هر چند خنده عمیق نباشه. دیگه چیزی ناراحتش نمی کنه چه سطحی چه عمقی(البته هنوز به این مرتبه نرسیدم)

وقتی که سطحی باشی دیگه حرجی بهت نیست! می تونی هر جور دوست داری زندگی کنی و هر جور دوست داری بشنوی و ببینی و حرف بزنی!

البته امیدوارم که یه روز برسه که بخوام از سطحی بودن بیام بیرون


چند روز پیش برخلاف عادت روزهای اخیر داشتم اخبار گوش می دادم. روز اول سفر رهبر به شیراز بود. داشت خلاصه سخنرانیش رو می گفت :

رهبر از کشورهای خارجی و منتقدین داخلی انتقاد می کرد که دولت رو تحت فشار گذاشتند و بهانه جویی می کنند. به گرانی ها اشاره کرد و گفت که گرانی فقط در کشور ما نیست و مربوط به تمام کشورهاست. و امسال به خاطر خشکسالی گرانی شدیدی خواهد بود. در ادامه انتقاد کردند که بعضی ها حتی پا رو فراتر گذاشتند و در حوادث غیر مترقبه هم دولت رو مقصر می دونند و از عدم توانایی دولت سخن می گویند.

حرف خیلی قشنگی زد؛ مخصوصا قسمت آخر که در مورد حوادث غیر مترقبه بود.

یاد قدیم ها افتادم. موقعی که خاتمی بود. موقعی که مقصر اصلی در زلزله و خشکسالی بود.

به خاطر سیاست تساهل و تسامحی که اتخاذ کرده بود کشور مورد غضب الهی قرار گرفته بود و دچار بلایای آسمانی و طبیعی می شدیم.

الان هم اگر می بینید که خشکسالی شده به خاطر دولت نیست. بلکه به خاطر ناسپاسی مردم از دولت احمدی نژاد هست که مقدمات ظهور آقا رو داره فراهم می کنه! و این سختی ها به خاطر همینه!

چهار پا خوب دو پا بهتر!!!

حوصله گیر دادن به کسی رو ندارم! این بنده خدا احمدی نژاد فقط برام مونده که گیر بدم! که اونهم به زودی از دستم راحت میشه!

خیلی وقت اخبار گوش نمی دم و نمی خونم! بی خبری چه قدر لذت بخشه!

یه کتاب دیدم به اسم فرار از دانستگی! نمی دونم موضوعش چیه اما به نظر جالب میاد! باید بخونم!

امروز نمی دونم چی شده که اصلا حس و حال ندارم!

از کلاس اومدم بیرون اما حوصله خونه رفتن ندارم!

می خوام برم قدم بزنم! تا شب! شاید هم تا نصف شب!


 این شعر توی بلاگ یکی از دوستان سابقم دیدم! قشنگه، دوسش دارم، خیلی قشنگه!

 

دل هیشکی مثه من ، غربت اینجا رو نداره

دیگه حرفای علاقه ، همه مردن تو دلم

مثه گنجشکای بی لونه و بی جای محله

دیگه هیچ جا تو درختا، جای من نیست که برم

 

با تو بودن خیلی وقته که گذشته

بی تو بودن مثه مهر سرنوشته

دیگه اسم تورو هی زمزمه کردم

واسه من نه تو میشه، نه فرقی داره

بارونه، از سر شب همه اش می باره

توگوشم داد میزنه، همه اش می ناله

 

دیگه هیشکی مثه من غربت اینجا رو نداره

زندگی ، ارزش اینهمه اشکا رو نداره

 

دل هیشکی مثه من ، غربت اینجا رو نداره

دیگه حرفای علاقه ، همه مردن تو دلم

مثه گنجشکای بی لونه و بی جای محله

دیگه هیچ جا تو درختا، جای من نیست که برم

 

شعر قشنگی بود، نه؟

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 117872


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها