X
تبلیغات
رایتل
فانوس دریایی
حقیقت همیشه آنگونه نیست که می بینیم و همیشه آنگونه دشوار نیست که نتوان آن را به سادگی درک نمود...
آرشیو
سه‌شنبه 10 اردیبهشت 1387
گل خشکیده

امروز یه شعر از باریش مانچو می ذارم.

این آهنگ رو خیلی دوست دارم!

اگر خوشتون نیومد باید بگم که مشکل از ترجمه من و تفاوت کلمات در زبان های مختلفه!

Barış Manço: Can Bedenden Çıkmayınca

خبرهای بد و ناخوشایند سریع شنیده می شوند(پخش می شوند)

نامه ها و عکس هایی که در پیش من داری را خواسته ای که پس دهم

نگران نباش ای محبوب من، دیگر در برابرت ظاهر نخواهم شد

برای آخرین بار برای تو می نویسم، خاطراتت برای من کافیست
فراموش نکن که این دنیا فانی و ناپایدار است

من چگونه می توانم تو را فراموش کنم تا زمانی که زنده هستم!؟
گل خشکیده ای در بین نامه هایت پیدا کردم
فقط آن را برای خودم نگه می دارم؛ این را هم از من دریغ نکن
زیباترین عشق ها را با هم زندگی کردیم
تمام شعر های غمگین تو را به یادم می آورد
فراموش نکن که این دنیا فانی و نا پایدار است

من چگونه می توانم تو را فراموش کنم تا زمانی که زنده هستم!؟
بال و پرم شکسته، نه جایی دارم و نه مکانی
مانند پرندگان گذارم به سرزمین های غریب افتاد

ای سرو قد من، این را برای تو می نویسم
اگر تقدیر برای من چنین نوشته است، خاک سیاه برای من کافیست(مرگ برای من کافیست)
فراموش نکن که این دنیا فانی و نا پایدار است

من چگونه می توانم تو را فراموش کنم تا زمانی که زنده هستم!؟

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 117958


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها