X
تبلیغات
رایتل
فانوس دریایی
حقیقت همیشه آنگونه نیست که می بینیم و همیشه آنگونه دشوار نیست که نتوان آن را به سادگی درک نمود...
آرشیو
شنبه 7 اردیبهشت 1387
نژاد پست

بر خلاف تصوری که بین مردم ما وجود داره ما مردم نژاد پرستی هستیم! در حالی که نژاد پرستی غربی ها رو احمقانه می دونیم برای نژاد پرستی خود منطق تراشی می کنیم! اینکه غربی ها به خاطر رنگین پوست بودن یک نفر اون رو تحقیر می کنند، به نظرمون تمسخرآمیز می دونیم! اما بدترین نوع تحقیر ها رو به افغانی ها روا می داریم!

امشب به سیاق روز های اخیر که دچار کوشش در عیش مستی هستم و با اتوبوس رفت آمد می کنم؛ سوار اتوبوس بودم که چند عدد پسر جوان سوار شدند. اتوبوس پر بود و این چند نفر جوانی که ذکرش رفت با زحمت سوار شدند! کنار من یک افغانی ایستاده بود! شروع کردند به تیکه انداختن!

هی افغانی برو جلوتر!! این اتوبوس برای ما ایرانی هاست نه برای شما افغانی ها! این اتوبوس سوبسیددار برای ایرانی هاست! شما افغانی ها به جای بیست تومن باید پونصد تومن بدید! برو جلوتر ما میله رو نگه می داریم!!

البته قیافه شون نشون می داد که حتی معنی سوبسید رو هم نمی دونند!

اگر مقداری هیکلم گنده تر بود و دست بزن داشتم حتما بهشون اعتراض میکردم اما چون زورمون به کسی نمی رسه چیزی نگفتم و فقط حرص خوردم!

حالا هر چقدر که می خوان در مورد ایرانی بودن و مهربون بودن این نژاد اصیل آریایی خشت بزنند!! چیزی که مسلمه اینه که مردمی عقده ای هستیم که حقارت خودمون رو با تحقیر بقیه پنهان می کنیم!!(البته من از نژاد پاک آریایی نیستم، خوشبختانه)

البته این ورای تحقیر قومیت های ساکن ایرانه! که دیگه به این مسئله عادت کردند! از این گوش می گیرن و از ... رها می کنند میره!! گرچه همین قومیت ها هم در اثر تحقیر شدند این چند ساله دو دسته شدند! یکی آنان که در اثر تحقیر خودشون رو حقیر می دونند و دوم اینکه مقابله به مثل می کنند!! نمی خوام این بحث رو زیاد کش بدم چون آخر سر محکوم خواهم شد به پانیسم!!

فقط دست آخر اینکه فقط آدم هایی نژاد پرست هستند که از نژاد پست هستند!! و شاید هم آدم نیستند!! و تنها کسانی تحقیر می کنند که خود حقیر هستند!!

این شعر رو خیلی دوست دارم! از قضای روزگار این رو دیروز توی عصرایران گذاشته بودند! امروز که این اتفاق افتاد تصمیم گرفتم که این شعر محمد کاظم کاظمی رو بذارم! امیدوارم که لذت ببرید!

 

غروب در نفس گرم جاده خواهم‌رفت‌

پیاده آمده‌بودم‌، پیاده خواهم‌رفت

طلسم غربتم امشب شکسته خواهد‌شد

و سفره‌ای که تهی بود، بسته خواهد‌شد

و در حوالی شب‌های عید، همسایه‌!

صدای گریه نخواهی شنید، همسایه‌!

همان غریبه که قلک نداشت‌، خواهدرفت‌

و کودکی که عروسک نداشت‌، خواهدرفت‌

***

منم تمام افق را به رنج گردیده

منم که هر که مرا دیده‌، در گذر دیده‌

منم که نانی اگر داشتم‌، از آجر بود

و سفره‌ام ـ که نبود ـ از گرسنگی پر بود

به هرچه آینه‌، تصویری از شکست منست‌

به سنگ‌سنگ بناها، نشان دست منست‌

اگر به لطف و اگر قهر، می‌شناسندم‌

تمام مردم این شهر، می‌شناسندم‌

من ایستادم‌، اگر پشت آسمان خم شد

نماز خواندم‌، اگر دهر ابن‌ملجم شد

***
طلسم غربتم امشب شکسته خواهدشد

و سفره‌ام که تهی بود، بسته خواهدشد

غروب در نفس گرم جاده خواهم‌رفت‌

پیاده آمده‌بودم‌، پیاده خواهم‌رفت‌

***
چگونه بازنگردم‌، که سنگرم آنجاست‌

چگونه‌؟ آه‌، مزار برادرم آنجاست‌

چگونه بازنگردم که مسجد و محراب‌

و تیغ‌ منتظر بوسه بر سرم آنجاست‌

اقامه بود و اذان بود آن‌چه اینجا بود

قیام‌بستن و الله‌اکبرم آنجاست‌

شکسته‌بالی‌ام اینجا شکست طاقت نیست‌

کرانه‌ای که در آن خوب می‌پرم‌، آنجاست‌

مگیر خرده که یک پا و یک عصا دارم‌

مگیر خرده‌، که آن پای دیگرم آنجاست‌

***
شکسته می‌گذرم امشب از کنار شما

و شرمسارم از الطاف بی‌شمار شما

من از سکوت شب سردتان خبر دارم‌

شهید داده‌ام‌، از دردتان خبر دارم‌

تو هم به‌سان من از یک ستاره سر دیدی‌

پدر ندیدی و خاکستر پدر دیدی‌

تویی که کوچه‌ی غربت سپرده‌ای با من‌

و نعش سوخته بر شانه برده‌ای با من‌

تو زخم دیدی اگر تازیانه من خوردم‌

تو سنگ خوردی اگر آب و دانه من خوردم‌

***
اگرچه مزرع ما دانه‌های جو هم داشت‌

و چند بوته‌ی مستوجب درو هم داشت‌

اگرچه تلخ شد آرامش همیشه‌ی‌تان

اگرچه کودک من سنگ زد به شیشه‌ی‌تان‌

اگرچه سیبی از این شاخه ناگهان گم شد

و مایه‌ی نگرانی برای مردم شد

اگرچه متّهم جرم مستند بودم‌

اگرچه لایق سنگینی لحد بودم‌

دم سفر مپسندید ناامید مرا

ولو دروغ‌، عزیزان‌! بحل کنید مرا

تمام آن‌چه ندارم‌، نهاده خواهم‌رفت‌

پیاده آمده‌بودم‌، پیاده خواهم‌رفت‌

به این امام قسم‌، چیز دیگری نبرم‌

به‌جز غبار حرم‌، چیز دیگری نبرم‌

خدا زیاد کند اجر دین و دنیاتان‌

و مستجاب شود باقی دعاهاتان‌

همیشه قلک فرزندهایتان پر باد

و نان دشمنتان ـ هر که هست ـ آجر باد


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 117872


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها