X
تبلیغات
رایتل
فانوس دریایی
حقیقت همیشه آنگونه نیست که می بینیم و همیشه آنگونه دشوار نیست که نتوان آن را به سادگی درک نمود...
آرشیو
چهارشنبه 15 اسفند 1386
فیروزه من کجاست؟

 

امروز چهارشنبه بود، دیروز سه شنبه، پریروز دوشنبه و ... . همین طور روزها تکرار می شوند و از پی هم می آیند و می روند. اگر داخل این دور بیفتید دیگر نخواهید توانست که از آن خارج شوید. گرچه هیچ یک از این روزها یکسان نیست اما به واقع هیچ تفاوتی ندارند!

رنگ سال گذشته را دارد همه لحظه های امسالم!

خوب اینکه چرا تفاوتی ندارد نه به من مربوط است و نه به شما. پس دلیلی بر ادامه این مطلب نیست!

خیلی وقت بود که بلاگم به روز نشده بود. البته دلیل کاملا واضحی داشت چون من حوصله نوشتن نداشتم و وبلاگ خود عاجز از به روز شدن است!(قانون اول وبلاگ)

گفتم(نوشتم) که حوصله نوشتن نداشتم. تا اینکه دیشب خواب عجیبی دیدم که از صبح(ساعت۱۲) ذهنم را درگیر کرده.

من انگشتر مادرم را برای یادگاری برداشتم و با وجود اینکه طرحش زنانه است اما به انگشتم می کنم!

دیشب خواب دیدم سنگ انگشترم گم شده. خیلی ناراحت بودم و هی توی کوچه دنبالش می گشتم. خیلی عجیب بود که  هم انگشتر پیدا کردم و هم تعداد زیادی عقیق. اما سنگ فیروزه انگشترم پیدا نشد. توی کوچه پر بود از انگشتر و سنگ عقیق، اما فیروزه انگشترم نبود. آخرش اما فکر کنم پیدایش کردم! یا لا اقل امیدوارم که این  چنین باشد.

خیلی می ترسم

خیلی خیلی می ترسم.

شاید باور نکنید اما واقعا می ترسم

حس می کنم که تو زندگیم اتفاق وحشتناکی افتاده و چیزی از دست دادم که به قول مرحوم پناهی هیچ چیز جایش را پر نخواهد کرد نه موهای سیاه و نه دندان های سپید!

کمک!!!!!


انتخابات شروع میشه و باز هم ما چاره ای جز رأی دادن نداریم چون تنها کاریه که می شه انجام داد که اوضاع خیلی بدتر از این نشه!

فقط ۷۰ نفر اصلاح طلب. همین هم کافیه. همچنان تاریخ در حال تکرار است و گوش حاکمان سنگین!

در این بیشه نماند غرش شیران نر

عو عوی سگان شما نیز بگذرد!

اما نمی دونم چرا نمی گذره! یه حسی بهم می گه قرار نیست بگذره!


اسرائیل همچنان داره مردم رو می کشه و دولت ها همچنان نگاه می کنند و مردم(مردم ایران) هم چون علاقه به دیدن تصاویر دلخراش ندارند با عوض کردن کانال تلویزیون به آرامش می رسند!

یک عدد نفر چند وقت پیش حرفی زد که حرف جالب و پرمعنایی بود. مخاطب این حرفها سفیر کانادا بود:

"همه شما رو باید کشت. همه شما غربیها رو باید کشت. باید توی سرتون بمب ریخت تا بفهمید که مرگ چقدر بد و ناراحت کننده است. آنقدر باید شما رو کشت تا بفهمید که وفتی افعانی ها و فلسطینی ها کشته می شوند چه قدر دردناک است. شما رو باید کشت تا بفهمید که مرگ برای همه بد است و نه فقط برای شما!"

چرا نباید دولتها جرأت جنگ با اسرئیل رو نداشته باشند؟

چرا باید پول انقدر قدرتمند باشه؟

مگه چه قدر قراره تو این دنیا زندگی کنیم؟


خیلی وقت بود مطلبی بنویسم اما حوصله نوشتن نداشتم. موضوعات زیادی تو ذهنم بود اما کلماتی برای نوشتن پیدا نمی کردم.

برام دعا کنید که

که هیچی.

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 117872


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها