X
تبلیغات
رایتل
فانوس دریایی
حقیقت همیشه آنگونه نیست که می بینیم و همیشه آنگونه دشوار نیست که نتوان آن را به سادگی درک نمود...
آرشیو
شنبه 1 دی 1386
شبی غمبار

 

می خواستم مطلبی درباره شب یلدا بنویسم. شبی که همه مردم جشن می گیرند و دور هم جمع می شوند.

شبی که برای بعضی ها جز غم و غصه چیز دیگری ندارد.

امشب یعضی از خانواده ها سعی کردند که طولانی ترین شب سال را کوتاه کنند.

امشب بودند پدرهایی که از خجالت همسر و فرزند که تنوانسته بودند خرید شب یلدا کنند؛ در کنار خانواده لب به سخن باز نکردند. حتی به خود جرأت ندادن که با گفتن سخنی خنده دار لبخندی بر چهره خانواده شان بنشانند. چه کند بیچاره!؟ برای هر شب که نمی توان لطیفه ای ساخت؛ آن هم برای شبی چنین غمبار!

متأسفانه حوصله نوشتن ندارم. آخه منی که تا خرخره خوردم چه طور می تونم از حال اون بنده خدا بنویسم؟

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حایل

کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها

 

فقط به این دو تا عکس نگاه کنید و بعد هم کمی فکر!

اولی عکس میدان پارلمان سوئیس هست در شهر برن! چراغانی کردن میدان پارلمان در شهر برن در مبارزه با گرسنگی و کودکان فقیر!

 

 

دومی هم که حمام کردن کودکان افریقایی در ...!

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 117914


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها