X
تبلیغات
رایتل
فانوس دریایی
حقیقت همیشه آنگونه نیست که می بینیم و همیشه آنگونه دشوار نیست که نتوان آن را به سادگی درک نمود...
آرشیو
شنبه 24 آذر 1386
ماللا نصرالدین

 

حالم خوب نیست اما بنا بر اصل هر عملی را عکس العملی است و اجسام حالت خود را حفظ می کنند مگر اینکه نیرویی در جهت خلاف و با مقداری بیشتر بر آن وارد شود و همچنین قضیه حمار و مسئله کیرشهف، من همچنان حس شوخی بی نمکم را حفظ نموده ام(به جد اعتقاد بر ضم ن دارم).

یکی از شخصیت های معروف که در زبان ترکی و مثل های آن وجود دارد جناب ماللا نصرالدین می باشد یا به قول فارسها ملا نصرالدین! این جوون رو من زیاد نمی شناسم و تنها بغضی از جکها و مثل های مربوط به ماللا را شنیده ام! یک روایت می گوید که در عصر کمونیسم در جمهوری آذربایجان روزنامه ای به وجود آمد و با طنز به مقابله با اختناق پرداخت که قهرمان داستان همیند ماللا نصرالدین بوده! یکی مثل شاغلام یا گل آقا اما با این تفاوت که ماللا در زبان شفاهی مردم هم رسوخ کرد!

سه تا حکایت از ماللا می گم و میرم(کجا بودی حالا):

یه بابایی میاد به ماللا میگه عروسی پسر کدخداست!

ماللا میگه به من چه؟

طرف میگه آخه تو رو هم دعوت کرده میگه!

ماللا هم میگه خوب به تو چه!!(خیلی بی نمک بود)

به ماللا می گن که جدیدا زنت خیلی چیز شده دائم در حال گشت و گذاره و هی میره این ور و اون ور!

ماللا میگه نه بابا دروغه! اگه اهل گشت و گذار شده پس چرا خونه ما نمیاد!!(خدایی بی نمکه)

یه روز ماللا از روی یه جوی(جوق و جوب هم میگن) آب می پره! انقد که پرشش بلند بوده خشتکش پاره میشه!! ماللا که متوجه خشتک پاره می شه میگه خدا رو شکر که شلوار پام بود و شلوار پاره شد...(ای بد نبود)

از نوشتن اینها پشیمون شدم خیلی بی مزه شد! اما در جای خودشون اگه به کار برن خیلی هم بامزه هستند. به جان آیدین و آیلین راست می گم!


آیدین و آیلین رو در آینده خواهید شناخت!

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 117872


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها