فانوس دریایی
حقیقت همیشه آنگونه نیست که می بینیم و همیشه آنگونه دشوار نیست که نتوان آن را به سادگی درک نمود...
آرشیو
سه‌شنبه 6 آذر 1386
خیال دوست

 

همیشه دوست داشتم و تو ذهنم با تو زندگی می کردم. خیلی وقت بود که جز تو کسی رو به ذهن و دلم راه نمی دادم، احساس می کردم که تو هم نسبت به من چنین احساسی داری و به من علاقه مندی. به حدی قدرت تخیل دارم که می تونم همه چیز رو تصور کنم، تو بانوی خونه و من هم...! اما توانایی تخیلم در اون حد نبود که تصور کنم تو حتی بهم علاقه هم نداری.

 

اما علاقه نداشتی و من اشتباه می کردم. اشتباهی بزرگ، به اندازه عشق من به تو! چه اشتباه بزرگی!! آره من اشتباه می کردم که فکر می کردم تو به من علاقه داری و من برات اهمیت دارم.

اما خیال رو برای همین چیزها ساختن! که تو خیالت تجسم کنی چیزی رو که می خوای و سعی کنی که برسی و دست آخر به مدد اون خیال به مقصود برسی و دیگه اون اشتباهاتی رو که تو خیالت انجام دادی رو مرتکب نشی! یعنی دو بار زندگی می کنی، یه بار تو خیالت و یه بار تو دنیای واقعی! پس تو بار دوم حق اشتباه نداری!

 

اما خیال برا آدم هایی مثل ما یه خوبی داره! می تونی تو ذهنت اون زندگی رو که دوست داری بسازی و تجربه کنی حتی اگه به  پای عمل نرسه!


 

متن خیلی بریده بریده شد و بی در و پیکر! تقصیر من نیست! خوب بلد نیستم!

 این وبلاگ تغییر ماهیت داد! قراره که این وبلاگ به دور از سیاست و اجتماع و... باشه و صرفا جایی باشه برای شعر هایی که دوست دارم! برا اون خزعبلات هم یه وبلاگ دیگه راه انداختم که البته هنوز شروع به کار نکرده اما  بالاخره می کنه شروع به کار: www.varoone.blogsky.com

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 118320


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها