X
تبلیغات
زولا
فانوس دریایی
حقیقت همیشه آنگونه نیست که می بینیم و همیشه آنگونه دشوار نیست که نتوان آن را به سادگی درک نمود...
آرشیو
جمعه 22 تیر 1386
یه شب مهتاب

 

 

به تازگی شیکه سه سیما برنامه ای با عنوان یه شب مهتاب تولید کرده و قسمتی از ترانه «یه شب مهتاب» فرهاد مهراد را بر روی آن پخش می کند.

پخش کردن ترانه های فرهاد اتفاق جدیدی نیست اما آنچه در اینجا مهم است علت پخش آثار این خواننده معلوم الحال می باشد. زمانی که برای اولین بار ترانه های فرهاد از تلویزیون پخش شد همسر فرهاد به این اقدام تلویزیون و پخش بدون اجازه آن اعتراض کرده و نامه سرگشاده ای با این مضمون نوشت:«چگونه بعد از درگذشت فرهاد خواننده ای که در هر دوره ای ممنوع تر از دورۀ دیگر بوده ترانه هایش یدون اجازه و بدون مشکل مجوز از تلویزیون پخش می شود.»

گویی مدیران صدا و سیما فراموش کرده اند که فرهاد که بوده و شاعر ترانه یه شب مهتاب که یوده!؟ گویی برنامه هویت را فراموش کرده است و فراموش کرده که شاملو چه انسان بدی بوده است!؟( من هیچ علاقه ای به شاملو ندارم که علت اصلی همان برنامه هویت است اما بعضی از شعرهایش بسیار زیباست).

شاید نگاهشان تغییر کرده است که احتمال تغییر در بین آنان در حد صفر می باشد. این اقدام بیشتر نوعی خواص فریبی ( چرا که عوام فرهاد را نمی شناسند) می باشد. بدین معنی که ما هیچگاه با امثال فرهاد مشکلی نداشته ایم و مدیران فرهنگی سابق ( شما بخوانید اصلاح طلبان) با آنها مشکل داشته اند.

البته عوام هم بی نصیب نمانده اند و امروز شاهد این هستیم که پخش آهنگهای محلی در تلویزیون به شدت افزایش یافته است تا به اقوام ایرانی بفهماند که شما از حقوق برابر با اقلیت حاکم بر خوردارید. این اوج کوته فکری آنان را نشان می دهد که تصور می کنند مسئله اقوام در ایران تنها پخش آهنگهای محلی از شبکه های سراسری است.

 

یه شب مهتاب
ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره
کوچه به کوچه
باغ انگوری
باغ آلوچه،
دره به دره
صحرا به صحرا،
اون جا که شبا
پشت بیشه‌ها
یه پری می‌آد
ترسون و لرزون
پاشو می‌ذاره
تو آب چشمه
شونه‌می‌کنه
موی پریشون...
یه شب مهتاب
ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره
ته اون دره
اون‌جا که شبا
یکه و تنها
تک‌درخت بید
شاد و پرامید
می‌کنه به ناز
دس‌شو دراز
که یه ستاره
بچکه مث
یه چیکه بارون
به جای میوه‌ش
سر یه شاخه‌ش
بشه آویزون...
یه شب مهتاب
ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره
از توی زندون
مث شب‌پره
با خودش بیرون،
می‌بره اون‌جا
که شب سیا
تا دم سحر
شهیدای شهر
با فانوس خون
جار می‌کشن
تو خیابونا
سر میدونا:
عمو یادگار!
مرد کینه‌دار!
مستی یا هش‌یار
خوابی یا بیدار؟
*
مست ایم و هش‌یار،
شهیدای شهر!
خواب ایم و بیدار،
شهیدای شهر!
آخرش یه شب
ماه می‌آد بیرون،
از سر اون کوه
بالای دره
روی این میدون
رد می‌شه خندون...
یه شب ماه می‌آد
یه شب ماه می‌آد
...

یه شب ماه می آد


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 118285


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها