X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
فانوس دریایی
حقیقت همیشه آنگونه نیست که می بینیم و همیشه آنگونه دشوار نیست که نتوان آن را به سادگی درک نمود...
آرشیو
چهارشنبه 20 تیر 1386
در باره ما( من و رامین)

 

این دفعه می خوام کمی از خودم بگم؛ خدا بعد از اینکه من رو آفرید و یه نگاهی به من انداخت، ییهو برگشت و گفت:« فتبارک الله احسن الخالقین». البته این به عربیه ترجمه فارسیش میشه:« حاجی دمت گرم چی ساختی!!»، ترجمه ترکیش هم میشه: « یاشا نه منه دوزددین ماشالله».

تعریفی که از خودم می تونم براتون ارائه بدم اینه؛ انسانی آنقدر ساده که خیلی پیچیده به نظر میاد و اطرافیانش هیچ وقت نتونستند اون رو خوب بشناسن. البته تا حدودی هم حق دارن چون در موقعیت های مشابه عکس العمل های متفاوتی نشون میده.

دوستام قسمت خوب من رو می بینند و می شناسند و خودم قسمت بد که خوب این عادیه.

گذشته و آینده دور رو خیلی دوست دارم که این گذشته هر چه دورتر باشه به همون اندازه دوست داشتنی تر میشه البته منظورم گذشته خودم نیست بلکه گذشته انسانیت! گذشته رو دوست دارم چون فکر می کنم اون موقع چیزی بوده که الان دیگه نیست و آینده دور رو دوست دارم چون امیدوارم که صالحان وارث زمین گردند. حال و آینده نزدیک پیشکش بزرگتر های حسابگر که شاید شما هم یکی از آنها باشید، هر چند برای رسیدن به اون آینده دور باید از حال و آینده نزدیک عبور کنیم و آینده دور رو بسازیم( به تناقض رسیدیم و این اونجایی هستش که من میگم رامین یعنی جمع اضداد).

این چند بیت شعر رو براتون می نویسم چون خیلی دوست دارم و حس می کنم که شبیه منه:

رنگ سال گذشته را دارد همه لحظه های امسالم

سیصد و شصت و پنج حسرت را همچنان می کشم به دنبالم

قهوه ات را بنوش و باور کن من به فنجان تو نمیگنجم
دیده ام در جهان نما چشمی که به تکرار میکشد فالم
یک نفر از غبار میآید مژده تازه تو تکراری است
یک نفر از غبار آمد و زد زخمهای همیشه بر بالم


اما در مورد عقاید و اعتقاداتم هیچی نمی گم اگه مطالب وبلاگ رو بخونید خودتون متوجه میشید.


و حالا کمی از وبلاگ براتون بگم؛

اول اسم وبلاگم رو توضیح میدم yakamoz در ترکی به معنای فانوس دریایی هست. در ادبیات ترک خیلی سمبلیک هست و جایگاه ویژه ای داره من هم خیلی این کلمه رو دوست دارم و چون قبلا ثبت شده یود یک عدد کلک زدم و کلمه رو جمع بستم( ترکی هم یاد گرفتید).

وبلاگ ما موضوعاتی رو شامل میشه که بهش علاقه داریم و یا باهشون درگیر هستیم، از جمله مسائل اجتماعی، سیاسی، موسیقی، ادبیات، طنازی و مسئله اقوام ایرانی.

در مورد سبک نوشتن باید بگم که سعی می کنم که محاوره ای ننویسم. مسئله بعدی اینه که من منظور اصلیم رو به طنز می گم پس زیاد خودشو درگیر نکنید.


من فعلا تهران نیستم و رحل اقامت در ترکستان و سلماس پهن کردم البته در انباری مغازه به همراه پدر گرام، چرا که خانه خویش را به امید خانه ای مدرنتر ویران نموده­­­­­ ایم . یادش بخیر عجب خونه ای بود چه حیاطی!! چه باغچه ای!! دو تا درخت آلبالو، دو تا درخت آلوچه، درخت مو و گل رز و البته لونه مرغ و خروسهای سابقم که از جان بیشتر دوست می داشتم.

البته این خانه قدیمی و سابق ما دو تا ایراد داشت؛ دستشویی و حمومش توی حیاط بود و زمستون توی دمای زیر ۱۰-  درجه یه کم سخت می شد ازش استفاده کرد به خاطر حجب و حیایی که دارم بیشتر توضیح نمی دم اما خودتون می تونید تصور کنید آدم جه حالی می تونه داشته باشه وقتی تو اون دما می خواد بره دستشویی و ....

 بگذریم. این ها رو گفتم که بدونید من دسترسی به اینترنت ندارم البته پدرجان هی اصرار می کنند که پسرم رامین از اینترنت وایرلس من استفاده کن اما من قبول نمی کنم و چون دسترسی به اینترنت ندارم شاید وقت نکنم به موقع مطلب بذارم. می دونم که همتون منتظر درفشانی من هستید اما باید صبر کنید تا برگردم به تهران.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 118371


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها