X
تبلیغات
زولا
فانوس دریایی
حقیقت همیشه آنگونه نیست که می بینیم و همیشه آنگونه دشوار نیست که نتوان آن را به سادگی درک نمود...
آرشیو
سه‌شنبه 19 تیر 1386
آغاز سخن

یا رب دل پاک و جان آگاهم ده

آه شب و گریه سحرگاهم ده

در راه خو اول ز خودم بیخود کن

بیخود چو شدم ز خود به خود راهم ده

 

الهی یکتای بی همتایی قیوم توانایی، بر همه چیز بینایی بر همه حال دانایی، از عیب مصفایی از شرک مبرایی، اصل هر دوایی داروی دلهایی، شاهنشاه و فرمانروایی، معزز به تاج کبریایی بتو رسد ملک خدایی.

الهی نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز، شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان، الهی ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مومنان را گواهی، چه عزیز است آن کس که تو خواهی.

الهی، ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد، ای اول بی بدایت و ای آخر بی نهایت، ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت  ای حی بی ذلت، ای معطی بی فکرت و ای بخشنده بی منت، ای داننده رازها، ای شنونده آوازها، ای بیننده نمازها، ای پذیرنده نیازها، ای شناسنده نامها، ای رساننده گامها، ای مبرا از عوایق، ای مطلع بر حقایق، ای مهربان بر خلایق، عذرهای مابپذیر که تو غنی و ما فقیر، بر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ما حقیر از بنده خطا آید و زلت و از تو عطا آید و رحمت.

الهی ای کامکاری که دل دوستان در کنف توحید تو است و ای کارگذاری که جان بندگان در صدف تقدیر تو است، ای قهاری که کس را به تو حیلت نیست، ای جباری که گردنکشان را با تو روی مقاومت نیست، ای حکیمی که روندگان ترا از بلای تو گریز نیست، ای کریمی که بندگان را غیر تو آویز نیست، نگاه دار تا پریشان نشویم و در راه آر تا سرگردان نشویم.

  

                      

 

الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی، نه کس به تو ماند و نه بکسی مانی، پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی.

الهی کجا باز یابم آن روز که تو ما را بودی و من نبودم، تا باز به آن روز رسم میان آتش و دودم، اگر به دو گیتی آن روز یابم پرسودم، ور بود خود را یابم به نبود خود خوشنودم.

الهی از آنچه نخواستی چه آید، و آن را که نخواندی کی آید، نا کشته را از آب چیست و نا خوانده را جواب چیست. تلخ را چه سود اگرش آب خوش در جوار است و خوار را چه حاصل از آنکه بوی گل در کنار است.

الهی هر که تو را شناخت و علم مهر تو افراخت هر چه غیر از تو بود بیانداخت.

الهی هر که تو را شناسد کار او باریک و هر که تو را نشناسد راه او تاریک، تو را شناختن از تو رستن است و به تو پیوستن از خود گذشتن است.

الهی بر من آراستی و خریدم و از هر دو جهان دوستی حضرت دوست گزیدم.

الهی اگر طاعت بسی ندارم در هر جهان جز تو کسی ندارم.

الهی تا به تو آشنا شدم از خلق جدا شدم و در هر جهان شیدا شدم، نهان بودم و پیدا شدم.


 

ببخشید که کمی طولانی شد مناجات خواجه عبدالله آنچنان زیباست که انسان را مجذوب خودش می کند.

یک روز از ما پرسیدن: «الست ربکم؟» و همه ما گفتیم:« بلی»

اما زود فراموش کردیم.

هر که از جور رقیب یا که جفای حبیب

عهد فراموش کند مدعی بی وفاست.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 118285


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها